مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

388

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - بربندند ! آيا شما - اى خواننده - ميل دارى ديگران درباره‌ات بگويند : « برادران خود را در تيررس دشمن قرار دادى تا به ميراث آنان دست يأبى ؟ » يا اين‌كه اين امر از دنائت وپستى است وآن را بر خود نمىپسندى ؟ كما اين‌كه هيچ انساني - هر مقدار هم كه خوار وفرومرتبه باشد - به اين عمل قبيح تن درنمىدهد . پس ، تو اى تاريخنگار باانصاف ! چه‌گونه راضى شدى كه اين اتهام را به كسى بربندى كه معلم شهامت واخلاق كريمانه است وجان مطهر خود را فداى حجت زمانش كرد ؟ ! وچه‌گونه آن كردار ، زيبندهء دانش‌پژوه دانشگاه نبوّت ودرس‌جوى مكتب امامت - كه تربيت‌يافتهء أمير مؤمنان است واز حضرتش ودو امام همام عليهما السّلام كسب علم وفيض كرده است - تواند بود ؟ در صورتي كه ما اگر در مقدم داشتن برادرانش براي جنگاورى بخوبى دقت كنيم ، متوجه مىشويم كه عباس عليه السّلام چه‌گونه در برابر سيد الشهدا عليه السّلام - كه جگرگوشهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وپارهء دل زهراى بتول بود - بزرگ‌منشى ونهايت فداكارى خود را آشكار ساخت ؛ زيرا واضح است كه هدف أو از پيش فرستادن آنان اين بوده است كه : 1 . به درجهء رفيع شهادت رسند وقمر بني هاشم در مصيبت آنان بسيار محزون شود وصبر بسيار پيشه سازد وبه اجر جزيل الهى نائل شود ، ودر آخرت نيز چون فرزندانى نداشتند ، خواهان انتقام وعذاب خداوند براي خون به ناحق ريختهء آنان شود . وبسا اين سخن أبو الفرج أصفهاني در « مقاتل الطّالبيّين » دلالت بر اين امر باشد كه از عباس عليه السّلام نقل مىكند كه به برادرش عبد اللّه گفت : « به پيش تاز تا اين كه تو را كشته بينم وصبر در اين مصيبت را به حساب خداوند بگذارم ونزد أو مأجور باشم . پس أو اولين كسى بود كه از ميان برادرانش كشته شد . » أبو حنيفهء دينورى در « اخبار الطّوال » گويد : عباس به برادرانش گفت : « جانم به فدايتان ! به پيش تازيد واز سرورتان حمايت كنيد تا اين‌كه در برابرش به كأم مرگ درآييد . » پس آنان همگى به صحنهء نبرد رفتند وكشته شدند . واگر أبو الفضل عليه السّلام براي بهره‌ورى از ميراث آنان ، ايشان را به ميدان جنگ فرستاده بود ، ديگر معنايى براي صبر بر مصيبت برادرش وانتظار پاداش الهى ونيز دليلي بر سخن « جانم به فدايتان » - آن هم جان شريف حضرتش - وجود نداشت . 2 . ويا اين‌كه بدان علت برادرانش را براي جنگ بسيج كرد كه از فداكارى وايثارگرى آنان در راه دين وتحت لواى سيد الشهدا عليه السّلام اطمينان حاصل كند . شاهد بر اين امر ، سخن شيخ مفيد در « ارشاد » وابن نما در « مثير الأحزان » است كه از عباس عليه السّلام نقل مىكنند كه خطاب به برادرانش گفت : « به صحنهء نبرد رويد تا اين‌كه ببينم كه نسبت به خدا وپيامبرش صلّى اللّه عليه واله خيرخواهى كرده‌ايد ؛ زيرا شما را فرزندانى نيست . » وقمر بني هاشم عليه السّلام با اين كلام ، هيچ قصد فريب آنان را نداشت وتنها مىخواست مقدار ولايت وعلاقهء آنان به سرور مظلومان را به دست آورد . اين فرمان در حقيقت ، مهر ولطف بدانان وارشادشان به -